پلی‌بوک II از III بر پایه متدولوژی ذات فردی PEM برای کسب‌وکار

$1M → $10M

کسب‌وکار کار می‌کند، اما فقط زمانی کار می‌کند که خودتان در اتاق باشید

این مرحله‌ای است که خودتان به گلوگاه تبدیل می‌شوید. این پلی‌بوک محاسبه می‌کند چه سهمی از شرکت واقعاً متکی به شماست، سپس نتیجه را از دستان شما خارج می‌کند: استانداردهایی که فرد دیگری می‌تواند طبق آن عمل کند، قضاوت آموزش‌داده‌شده با نمونه به جای صفت، فرایند بازبینی که به میز شما ختم نمی‌شود، اتوماسیون پیش از استخدام، قیمت‌گذاری بر اساس مسئله مشتری به جای هزینه خودتان، و مسیری به سمت بالای بازار که سابقه تحویلی را که دو سال برایش زحمت کشیده‌اید خراب نمی‌کند.

مسائلی که این پلی‌بوک حل می‌کند

  • «هیچ‌چیز با کیفیت درست بیرون نمی‌رود مگر اینکه خودم دستم به آن بخورد.»

  • «نمی‌توانم دو هفته مرخصی بروم بدون اینکه ورودی مشتریانم متوقف شود.»

  • «آدم‌های خوبی استخدام کردم و باز هم خودم گلوگاه هستم.»

  • «هر مشتری شخص من را می‌خواهد، چون خودم این‌طور فروخته‌ام.»

  • «از پارسال بزرگ‌تریم اما حاشیه سودمان بدتر شده است.»

  • «نمی‌دانم اول استخدام کنم، اتوماتیک کنم، یا قیمت‌ها را بالا ببرم.»

هر کدام یک فصل است: یک تصمیم، یک ابزار، یک اقدام ۹۰ روزه.

رایگان — فصل‌های ۰ و ۱

چهارمین حلقه زنجیره: باور ← اطمینان

ساخته‌شده بر پایه متدولوژی ذات فردی (Personal Essence Methodology). دوازده ابزار، دوازده فصل، هشت اسپرینت ۹۰ روزه. هر فصل از یک قانون طراحی پیروی می‌کند: یک تصمیم، یک ابزار، یک اقدام ۹۰ روزه. بدون هیچ تئوری‌ای بدون ابزار متصل.

نحوه خواندن این پلی‌بوک

این سند دارای دو نیمه است.

نیمه رایگان شامل فصل‌های ۰ و ۱ است. این بخش امتیاز می‌دهد که آیا کسب‌وکار شما اصلاً آماده سیستم‌سازی هست یا خیر. سپس حس ششم شما را درباره اینکه چه سهمی از شرکت خود شما هستید با دو عدد جایگزین می‌کند، که از فاکتورها و لوگ‌های کاری گرفته شده‌اند. دو ابزار، و هر دو ظرف دو هفته چیزی کتبی تولید می‌کنند. اگر فقط تا اینجا بخوانید، با دانستن شاخص وابستگی به بنیان‌گذار خود و اینکه کدام وظیفه تکراری را اول بنویسید خارج می‌شوید. بیشتر بنیان‌گذاران در این مرحله هیچ‌کدام را ندارند، و کل سال را بر اساس حدس و گمان اداره می‌کنند.

نیمه پولی شامل فصل‌های ۲ تا ۱۲ به همراه بسته قالب‌هاست. این همان ماشین است. نحوه بازسازی تقویم حول کاری که تنها خودتان می‌توانید انجام دهید. نحوه نوشتن استانداردهایی که فرد دیگری بتواند طبق آن عمل کند، و نحوه آموزش قضاوت با نمونه به جای صفت. نحوه بازبینی بدون تبدیل شدن به صف، و نحوه اتوماتیک کردن پیش از استخدام. نحوه قیمت‌گذاری بر اساس مسئله مشتری به جای هزینه خودتان، و نحوه حرکت به سمت بالای بازار، یک گام صادقانه در هر زمان. و نحوه آگاهی از روی شواهد نه حس و حال، که برای پلی‌بوک III آماده‌اید.

بخش I — پلی‌بوک رایگان

نحوه استفاده از این پلی‌بوک، و تشخیص ورودی

تصمیم در این فصل: آیا واقعاً برای سیستم‌سازی آماده‌اید، یا این کتاب به شما آسیب می‌زند؟

تز، در یک صفحه

باور همان چیزی است که شما را به اینجا آورد. کسی باور کرد که می‌توانید مشکلش را حل کنید، شما آن را حل کردید، و آن‌ها به کس دیگری گفتند. چهل یا پنجاه بار این را تکرار کنید و یک میلیون درآمد خواهید داشت. شما همچنین بنیان‌گذاری خواهید داشت که نمی‌تواند دو هفته مرخصی برود بدون اینکه پایپ‌لاین خاموش شود.

اطمینان چیز دیگری است. اطمینان چیزی است که بازار حس می‌کند وقتی قول‌ها وفا می‌شوند چه در اتاق باشید چه نباشید. این کار دقیقاً با یک فرایند ساخته می‌شود: قول دادن ← تحویل دادن ← قول دادن ← تحویل دادن، اجراشده به قدر کافی که الگو برای همه تماشاگران پیش‌بینی‌پذیر شود، از جمله خود شما.

این کل کتاب است. هر چیزی که در ادامه می‌آید ماشین‌آلاتی برای اجرای آن حلقه است بدون اینکه شما دیوار باربر آن باشید.

فرمول اعتماد PEM می‌گوید اعتماد ضرب می‌شود: تأثیر اثبات‌شده × حضور شفاف × هم‌راستایی مستمر. در یک میلیون درآمد، بیشتر بنیان‌گذاران تأثیر مناسب و حضور مناسبی دارند. آنچه بین $1M و $10M می‌شکند هم‌راستایی مستمر است، شکاف میان آنچه فروخته شد و آنچه تحویل داده شد. این شکاف می‌شکند چون فردی که قبلاً آن هم‌راستایی را به صورت حضوری ضمانت می‌کرد، اکنون روی نه معامله تقسیم شده و نمی‌تواند همه‌جا باشد. شکاف بی‌صدا باز می‌شود. هیچ‌کس ایمیلی نمی‌فرستد که بگوید «اعتماد یکپارچگی شما ۳۰٪ افت کرد.» ریزش مشتری بالا می‌رود، ارجاعات کم‌رنگ می‌شوند، و بنیان‌گذار تصمیم می‌گیرد بازار سخت‌تر شده است.

بازار سخت‌تر نشد. بنیان‌گذار به یک گلوگاه تبدیل شد و علامت را با آب و هوا اشتباه گرفت.

فصل‌ها چگونه کار می‌کنند

یک تصمیم، یک ابزار، یک اقدام ۹۰ روزه به ازای هر فصل. بدون تئوری بدون ابزار متصل. هر فصل منفرد باید در ۱۵ دقیقه خوانده شود و همان هفته چیزی را در کسب‌وکار شما تغییر دهد.

هر فصل با چهار بخش ثابت تمام می‌شود.

  • تشخیص

    دقیقاً در کجا قرار دارید، امتیازدهی‌شده یا شمرده‌شده، هرگز برآوردنشده.

  • اقدام ۹۰ روزه

    چه چیزی را اجرا کنید، با چه ترتیبی، با تستی برای زمانی که کارتان تمام شد.

  • فهرست مراقبت سوگیری‌ها

    تله ذهنی مشخصی که کار این فصل را خراب می‌کند، و نحوه مسدود کردن آن.

  • نمونه یادداشت‌برداری‌شده

    یک موقعیت واقعی به سه روش نشان داده شده، غیرقابل‌قبول، کافی و عالی، با استدلال جداکننده آن‌ها. این فرمت لایه ۲ PEM است، و کتاب آنچه را که از شما می‌خواهد تمرین می‌کند.

کیس‌ها ترکیبی هستند، گرفته‌شده از کسب‌وکارهایی که در داخل آن‌ها کار کرده‌ام یا مشاوره داده‌ام، با اعداد تنظیم‌شده و جزئیات تغییریافته. جایی که عددی دقیق است، می‌گویم. جایی که برای نشان دادن است، آن را هم می‌گویم. معادله اعتبار به مؤلف اعمال می‌شود همان‌طور که به شما اعمال می‌شود: هیچ ادعایی بیشتر از یک گام فراتر از سابقه اثبات‌شده نیست.

پیش از تشخیص این را بخوانید

این کتاب به کسب‌وکاری که برایش آماده نیست آسیب خواهد زد. استانداردها، پایپ‌لاین‌های بازبینی و ساختارهای پرداخت شرکا همگی اورهد هستند. زیر یک اندازه و تکرارپذیری مشخص، آن اورهد ظرفیت باقی‌مانده بنیان‌گذار را می‌خورد و شرکتی زیبا مستندشده بدون مشتری تولید می‌کند. اگر در حدود $1M با تحویلی قابل تکرار نیستید، به پلی‌بوک I برگردید. هیچ‌چیز در اینجا تلف نمی‌شود. فقط زود است، و زود بودن گران است.

تشخیص ورودی

بیست سوال، سه بخش. به هر کدام ۰ (خیر، هرگز)، ۱ (تا حدی، گاهی)، ۲ (بله، به صورت مستمر) امتیاز دهید. حداکثر ۴۰.

بخش A — وابستگی به بنیان‌گذار (۰–۱۴)

# سوال ۰–۲
1 اگر ۳۰ روز بدون هیچ تماسی ناپدید شوم، بیش از ۸۰٪ درآمد فعلی هنوز سر وقت تحویل داده می‌شود.
2 فردی غیر از من می‌تواند یک گفتگو فروش کامل را از تماس اول تا قرارداد امضاشده اداره کند.
3 فردی غیر از من می‌تواند تصمیم بگیرد آیا قطعه‌ای از کار تحویل داده شده به قدر کافی خوب است که برای مشتری ارسال شود.
4 تصمیمات قیمت‌گذاری به جای قضاوت در لحظه من، از یک قانون کتبی پیروی می‌کنند.
5 مشتریان جدید از روی یک سند انطباق می‌یابند، نه از روی یک گفتگو با من.
6 من شخصاً یک مشکل تحویل را در ۱۴ روز گذشته اصلاح نکرده‌ام.
7 تقویم من در هفته گذشته شامل حداقل یک بلوک سه ساعته بدون وقفه از کار استراتژیک بود.

بخش B — پوشش استانداردها (۰–۱۲)

# سوال ۰–۲
8 توضیحی کتبی وجود دارد که نشان می‌دهد «کار تمام‌شده» برای تحویلی اصلی ما چطور به نظر می‌رسد.
9 آن توصیف شامل نمونه‌هایی از کار خوب، کافی و غیرقابل‌قبول است.
10 آن شامل استدلال پشت استاندارد است، نه تنها قوانین.
11 آن تله‌هایی را که مردم هنگام دنبال کردن آن درونش می‌افتند لیست می‌کند.
12 فردی که ماه گذشته استخدام شده می‌تواند تنها از روی اسناد کار قابل قبولی تولید کند.
13 حداقل ۵۰٪ از درآمد در حال حاضر از طریق کاری که توسط استانداردهای کتبی پوشش داده شده جریان می‌یابد.

بخش C — بررسی منابع شش دامنه (۰–۱۴)

# سوال ۰–۲
14 مالی: شرکت سه ماه یا بیشتر ظرفیت زمانی نقدینگی عملیاتی را نگه‌می‌دارد.
15 مالی: یک خط بودجه‌بندی‌شده برای تفویض وجود دارد، که ابزارها، ایجنت‌ها و پرداخت شرکا را می‌پوشاند.
16 زیستی: من در بیشتر شب‌ها در ماه گذشته هفت ساعت یا بیشتر خوابیده‌ام.
17 اجتماعی: حداقل دو نفر خارج از کسب‌وکار حقیقت را درباره آن به من می‌گویند.
18 اعتباری: هیچ مشتری در حال حاضر شکایت منصفانه‌ای که حل‌نشده باشد ندارد.
19 فکری: من حداقل چهار ساعت در ماه گذشته صرف یادگیری چیزی خارج از کار روزانه کردم.
20 زمانی: من می‌توانم یک مشتری مهم را در فصل بعدی بدون شکستن جدول زمانی اضافه کنم.

امتیازدهی

  • ۳۲–۴۰ — آماده، و احتمالاً دیرشده

    شما از دروازه ورودی عبور کرده‌اید. آنچه اکنون شما را محدود می‌کند سرعت اجراست، نه آمادگی. از فصل ۳ شروع کنید، کار استانداردها را اجرا کنید، و برای فصل‌های ۱ و ۲ به عنوان حسابرسی تقویم برگردید.

  • ۲۲–۳۱ — خواننده مد نظر

    شما باور دارید، تکرارپذیری دارید، و یک گلوگاه بنیان‌گذار دارید که می‌توانید حسش کنید. کتاب را به ترتیب اجرا کنید. انتظار داشته باشید فصل‌های ۱ و ۶ فصل‌های ناخوشایند باشند.

  • ۱۴–۲۱ — شکننده

    چیزی دارد نگه می‌دارد، اما آن چیز خودِ شما هستید که آن را نگه داشته‌اید. فقط فصل‌های ۱، ۲ و ۳ را، برای یک فصل کامل، پیش از آنکه به قیمت‌گذاری یا استخدام دست بزنید انجام دهید. افزودن افراد به یک کسب‌وکار غیرمستندشده آشفتگی را به جای ظرفیت چند برابر می‌کند.

  • زیر ۱۴ — هنوز نه

    به پلی‌بوک I مراجعه مجدد کنید. شما یک کانال تکرارپذیر، سه آرکی‌تایپ مشتری، و شکافی نزدیک به صفر میان قول داده شده و تحویل داده شده در طول ده معامله اخیر خود می‌خواهید. سیستم‌سازی یک کسب‌وکار اثبات‌نشده چیز اشتباه را برای همیشه قفل می‌کند.

امتیاز و تاریخ امروز خود را در جایی بنویسید که دوباره آن را پیدا کنید. در فصل ۱۲ همان بیست سوال را برای بار دوم می‌پرسید، و تغییر میان این دو تنها اثباتی است که نشان می‌دهد این کارها نتیجه داده است.

ابزار 0 — برگه امتیاز تشخیص ورودی: بیست سوال، سه بخش، امتیازدهی 0 تا 40. نسخه خام در بسته قالب‌ها.

شما گلوگاه هستید، و اعداد آن را ثابت می‌کنند

تصمیم در این فصل: چه سهمی از این کسب‌وکار واقعاً خودِ شما هستید، شمرده‌شده به جای حس‌شده؟

جمله‌ای وجود دارد که من در تقریباً هر گفتگوی اول با یک بنیان‌گذار در این مرحله می‌شنوم. همیشه با غروری غرورآمیز و خسته می‌رسد: «صادقانه بگویم، در این سطح از پیچیدگی، فقط خودِ من می‌توانم واقعاً این بخش را انجام دهم.»

من هم آن را گفتم. برای حدود چهار سال.

ارزش دارد که دقیق باشیم آن جمله چه چیزی را گزارش می‌دهد. آن مستندسازی شما را توصیف می‌کند، نه توانایی شما را. شما به من می‌گویید هرگز آنچه را می‌دانید به قدر کافی خوب برای کس دیگری ننویسیده‌اید که طبق آن عمل کند، و آن را با لحنی می‌گویید که شبیه یک اعتبارنامه به نظر می‌رسد.

PEM آن را بی‌پرده می‌گوید: تسلط واقعی می‌تواند واگذار شود، و اگر نمی‌توانید آن را واگذار کنید، ممکن است آن را به فرمی که فکر می‌کنید نگه نداشته باشید. این قاب ناخوشایند برای این فصل است. قاب خوشایند این است که یک فصل آن را اصلاح می‌کند، و گام اول حساب است.

تست ۳۰ روز ناپدید شدن

درآمد فصل گذشته را بردارید و به دو ستون تقسیم کنید. ستون اول: درآمدی که اگر شما برای ۳۰ روز متوالی غیرقابل دسترس بودید هنوز سر وقت تحویل داده می‌شد. ستون دوم: درآمدی که عقب می‌افتاد، نرم می‌شد، یا می‌مرد.

از فاکتورهای واقعی استفاده کنید. نه دسته‌بندی‌ها، نه برآوردها. فاکتورها، هر کدام یک سطر، با نام مشتری و مقدار. برآورد کردن هر بار عددی خوشایند به شما تحویل می‌دهد، که مالیاتی است که برای رتبه‌بندی خود می‌پردازید.

درصد در ستون دوم شاخص وابستگی به بنیان‌گذار شماست.

بالای ۶۰٪ در $1M معمولی است و در $10M کشنده. دلیلش ساده و بخشش‌ناپذیر است: شما نمی‌توانید بیشتر از خودتان بخرید. منابع زمانی تنها دامنه‌ای در پشته PEM هستند که نمی‌توانید انباشته کنید، فقط خرج می‌کنید. هر طرح رشدی که ساعات بیشتر بنیان‌گذار را فرض بگیرد طرحی برای برخورد با دیوار در یک تاریخ مشخص است، و شما معمولاً می‌توانید آن تاریخ را به دست آورید.

یک بنیان‌گذار که با او کار کردم این را اجرا کرد و به ۸۴٪ رسید. او یازده مشتری داشت. به نه نفر از آن‌ها در نقطه‌ای گفته شده بود «اگر چیزی پیش آمد مستقیماً با خودم تماس بگیرید.» او هر یک از آن وابستگی‌ها را خودش ساخته بود، سپس آن‌ها را به عنوان مدرکی برای نیاز به خودش می‌خواند.

تفکیک کار: متکی به درک در برابر متکی به اجرا

PEM اجرا را به دو نوع تقسیم می‌کند. کار متکی به درک بر قضاوت انباشته‌شده خودتان دست می‌زند و لحظه‌ای که آن را واگذار می‌کنید ارزش خود را از دست می‌دهد: تشخیص، تصمیمات اصلی، گفتگویی که مشکل واقعی مشتری زیر مشکلی که توصیف کرده رو می‌شود. کار متکی به اجرا مهارت و تلاش می‌خواهد اما قضاوت خاص شما را نمی‌خواهد. نیازمند کسی است که بداند کار خوب چطور به نظر می‌رسد.

تقریباً هر بنیان‌گذاری در این مرحله بیش از حد درون پشته اول می‌گذارد. تثبیت کاربردی شما را درون ساختاری قفل می‌کند که در آن همه‌چیز را انجام می‌دهید، چون آن ساختار در $200k کار کرد و وقتی کار نیافتاد کسی یادداشتی نفرستاد.

پس وظایف واقعی خود را تفکیک کنید، نه وظایف خیالی خود را.

کالبدشکافی وظایف. ۱۰۰ وظیفه تمام‌شده اخیر خود را از هر کجا که زندگی می‌کنند بیرون بکشید: تقویم، ابزار پروژه، ایمیل ارسال‌شده، فاکتورها. نه نمونه‌ای که از حافظه انتخاب کنید. ۱۰۰ تای اخیر به ترتیب، چون حافظه دراماتیک‌ها را تحویل می‌دهد.

هر کدام را درون یکی از دو ستون بگذارید. تست برای ستون اول این نیست «آیا این مهارت می‌خواست؟» این است: آیا نتیجه به صورت مشهودی بدتر می‌شد اگر فردی کاربلد این را از روی یک استاندارد کتبی که من نوشتم انجام می‌داد؟

سه قانون برای امتیازدهی صادقانه:

اگر وظیفه نیازمند تصمیمی بود که نمی‌توانستید بعداً توضیح دهید، متکی به درک است. اگر می‌توانید آن را در زیر پنج دقیقه توضیح دهید، متکی به اجرا است، و آن توضیح شروع یک استاندارد است.

اگر آن را انجام دادید چون سریع‌تر هستید، متکی به اجرا است. سریع‌تر بودن همان غیرقابل‌جایگزین بودن نیست.

اگر آن را انجام دادید چون مشتری شما را با نام انتظار دارد، آن را برای الان متکی به درک علامت بگذارید و ستاره‌ای روی آن بگذارید. آن ستاره‌ها یک مشکل حضور هستند که در فصل ۸ حل خواهید کرد، نه یک مشکل تحویل.

نتیجه معمولی در $1M: جایی بین ۶۰ تا ۷۵ وظیفه از ۱۰۰ وظیفه در ستون متکی به اجرا فرود می‌آیند. شکاف میان آن عدد و اینکه بنیان‌گذار درباره هفته خود چه حس می‌کند کل موضوع این کتاب است.

چرا «فقط من می‌توانم این کار را انجام دهم» در برخورد با شواهد جان سالم به در می‌برد

سه تحریف جمله را پس از اینکه حساب آن را کشته زنده نگه می‌دارند.

توهم شکست‌ناپذیری خود را طبق طراحی تغذیه می‌کند. شما هرگز به کسی اجازه تلاش نمی‌دهید، پس کسی مهارت را نمی‌سازد، پس سابقه نشان می‌دهد کس دیگری هرگز آن را خوب انجام نداده است. آن هیچ‌چیزی درباره شما ثابت نمی‌کند. فقط ثابت می‌کند حلقه بسته است.

اثر ایکیا ارزش هر چیزی را که با دستان خودتان ساخته‌اید باد می‌کند. فرایند انطباق شما حس بهتری از یک فرایند مستندشده می‌دهد چون شما آن را مونتاژ کرده‌اید. آن را در برابر یک بنچمارک بیرونی اندازه‌گیری کنید و حس معمولاً جان سالم به در نمی‌برد.

مغالطه برنامه‌ریزی معکوس کمترین بحث‌شده و گران‌ترین است. وقتی بنیان‌گذاران حدس می‌زنند تفویض در زمان، تصحیح و دوباره‌کاری چه هزینه‌ای خواهد داشت، سه تا ده برابر اوورسی می‌کنند. همان مغزی که درباره یک پروژه مشتری به شدت خوش‌بین است، لحظه‌ای که پروژه «آموزش کس دیگری» است بدبین می‌شود. شما حدس خواهید زد که نوشتن پروپوزال شما دو هفته زمان می‌برد. حدود شش ساعت در طول سه نشست زمان می‌برد. ناظر آن شکاف بوده‌ام به قدری که آن را به صورت مسطح بیان کنم.

اگر این را بپذیرید چه چیزی تغییر می‌کند

شما از فردی که کار را انجام می‌دهد دست می‌کشید و به فردی تبدیل می‌شوید که تعریف می‌کند کار چیست. این یک زیان واقعی است. رضایت از تمام کردن چیزی با دستان خودتان واقعی است، و هیچ‌چیز در بخش II آن را برنمی‌گرداند. آنچه به جای آن به دست می‌آورید هشت پروژه با کیفیت بهترین پروژه شماست، به جای یک پروژه با کیفیت بهترین ساعت شما.

تشخیص

پیش از رفتن به فصل ۲ کامل کنید:

  • شاخص وابستگی به بنیان‌گذار، محاسبه‌شده از فاکتورها: ____٪
  • کالبدشکافی وظایف روی ۱۰۰ وظیفه اخیر: ____ متکی به درک، ____ متکی به اجرا
  • تعداد مشتریانی که به آن‌ها گفته شده شخصاً با شما تماس بگیرند: ____
  • از وظایف متکی به اجرای شما، چند تا از قبل استاندارد کتبی دارند: ____

اگر عدد چهارم زیر ۱۰ باشد، فصل ۳ حرکت واقعی بعدی شماست، هر چقدر هم چیز دیگری فوری‌تر به نظر برسد.

اقدام ۹۰ روزه

  1. روزهای ۱–۷

    اجرای تست ناپدید شدن و کالبدشکافی وظایف، در دو نشست، و خودِ تشخیص را به کسی تحویل ندهید.

  2. روزهای ۸–۳۰

    سه وظیفه تکراری‌ترین را در ستون متکی به اجرای خود بردارید و برای سه هفته زمان آن‌ها را ثبت کنید، چون تصمیمات قیمت‌گذاری و استخدام بعداً در این کتاب روی اعداد حدس‌زده‌شده فرو می‌ریزند.

  3. روزهای ۳۱–۶۰

    سینگل وظیفه‌ای را با بیشترین ساعات در ماه انتخاب کنید که از آن متنفر هم هستید، و نحوه انجام آن را در حین انجام بنویسید. نه یک سند صیقل‌خورده. یک متن از استدلال خودتان، اگر سریع‌تر است دیکته‌شده.

  4. روزهای ۶۱–۹۰

    آن وظیفه را به یک نفر، با متن تحویل دهید، و بپذیرید که سه تلاش اول بدتر از مال شما خواهد بود. زمان تصحیحات خود را در هر دور ثبت کنید. اگر زمان تصحیح تا دور سوم در حال افت نیست، متن مشکل است، نه فرد.

تست تکمیل: یک وظیفه تکراری برای همیشه از بشقاب شما رفته است، و شاخص وابستگی به بنیان‌گذار حداقل پنج امتیاز افت کرده است.

فهرست مراقبت سوگیری‌ها

  • توهم شکست‌ناپذیری

    پرسش حلقه بسته را بپرسید: آیا کس دیگری تا کنون شانس واقعی در این داشته، با راهنمایی کتبی و سه تلاش؟ اگر خیر، شما هیچ داده‌ای ندارید.

  • اثر ایکیا

    یکی از فرایندهای خود را در برابر یک فرایند بیرونی در این فصل اندازه‌گیری کنید. محصول یک رقیب را بخرید. پروپوزال یک همتا را بخوانید.

  • مغالطه برنامه‌ریزی معکوس

    پیش از تفویض، بنویسید فکر می‌کنید چه هزینه‌ای دارد. بعداً، بنویسید چه هزینه‌ای داشت. لوگ را نگه دارید، چون دو دور از این تخمین‌های بیشتر مردم را برای همیشه اصلاح می‌کند.

  • سوگیری به نفع خود در حسابرسی

    از فاکتورها و لوگ‌های کاری استفاده کنید. هرگز از حافظه.

نمونه یادداشت‌برداری‌شده: کالبدشکافی وظایف

ترکیبی: یک مشاوره آنالیتیکس B2B با ۹ نفر، درآمد $1.4M.

  • غیرقابل‌قبول

    بنیان‌گذار از حافظه روی یک عصر تفکیک می‌کند و ۷۸ متکی به درک، ۲۲ متکی به اجرا به دست می‌آورد. هر تماس مشتری متکی به درک علامت می‌خورد چون «هر مشتری متفاوت است.» بدون داده زمان. چرا شکست می‌خورد: ورودی حافظه است، دسته‌بندی‌ها به جای تست شدن دفاع می‌شوند، و پاسخ پیش از شروع تمرین تسویه شده بود. این سوگیری تایید است که برگه کاری پوشیده است.

  • کافی

    بنیان‌گذار ۱۰۰ وظیفه را از ابزار پروژه اکسپورت می‌کند و آن‌ها را درست تفکیک می‌کند: ۴۱ متکی به درک، ۵۹ متکی به اجرا. بدون داده زمان، پس هیچ راهی برای دانستن اینکه کدام‌یک از ۵۹ تا اهمیت دارند وجود ندارد. لیست بایگانی می‌شود. چرا فقط کافی است: تشخیص صادقانه است و هیچ‌چیز رتبه‌بندی نشده است. یک لیست درست بدون ساعات متصل هیچ تصمیمی تولید نمی‌کند، و تشخیصی که هیچ تصمیمی تولید نمی‌کند راهی برای حس مولد بودن بود.

  • عالی

    همان اکسپورت، همان تفکیک، ۳۸ در برابر ۶۲، به علاوه سه هفته ثبت زمان روی پنج وظیفه تکراری برتر متکی به اجرا. نتیجه: مونتاژ گزارش ماهانه در ۲۲ ساعت، فرمت‌بندی پیشنهاد در ۱۴، تماس‌های انطباق در ۱۱، پیگیری فاکتور در ۶، زمان‌بندی در ۵. بنیان‌گذار یک متن استدلال برای مونتاژ گزارش، آیتم ۲۲ ساعته می‌نویسد و به آنالیست ارشد تحویل می‌دهد. دور اول ۴ ساعت تصحیح می‌برد، دور دوم ۹۰ دقیقه، دور سوم ۲۰. تا روز ۹۰، ۲۲ ساعت در ماه رفته است، و متن به نخستین ورودی در کتابخانه استانداردها تبدیل شده است. چرا کار می‌کند: تفکیک روی شواهد می‌ایستد، ساعات به جای عصبانیت اولویت را تنظیم می‌کنند، و تحویل دارایی‌ای تولید کرد که می‌توانید دوباره استفاده کنید به جای یک لطف یک‌باره.

ابزار 1 — برگه کاری کالبدشکافی وظایف: 100 وظیفه، دو ستون، ساعات در ماه. نسخه خام در بسته قالب‌ها.

فصل‌های ۲ تا ۱۲ در زیر ادامه می‌یابند

تقویم معمار، استانداردهای چهار لایه‌ای، کتابخانه نمونه‌های یادداشت‌برداری‌شده، پایپ‌لاین بازبینی سه لایه‌ای، استخدام بر اساس جریان‌های کاری، قیمت‌گذاری هزینه مسئله، نردبان ICP، هر دو موتور تقاضا، مرز محدوده، حسابرسی شش دامنه، دروازه‌های خروج، و بسته کامل قالب‌ها.

برای باز کردن با قیمت $147 به پایین اسکرول کنید.

نیمه پولی — ماشین

یازده فصل که نتیجه را از دستان شما خارج می‌کنند

نیمه رایگان دو عدد به شما داد: چه سهمی از درآمد بدون شما می‌میرد، و کدام‌یک از ۱۰۰ وظیفه اخیر شما هرگز به قضاوتتان نیاز نداشته است. آنچه در ادامه می‌آید سیستمی است که بر اساس آن‌ها عمل می‌کند، به ترتیبی که قطعات باید ساخته شوند.

پیش از هر چیز هفته خود را پس بگیرید

هدف 50 / 25 / 25 و منحنی صادقانه دو ساله برای رسیدن به آن. حالت معمار و سازنده، چرا یازده تغییر زمینه در روز چهار ساعت هزینه بدون صورت‌حساب برای شما دارد، صبح‌های حفاظت‌شده که در یک پنجشنبه واقعی جان سالم به در می‌برند، و لیست حذف سه ماهه که کارها را حذف می‌کند نه جابه‌جا.

استانداردی بنویسید که کسی بتواند طبق آن عمل کند

چهار لایه، و تفکیک میان آنچه کاملاً اسکریپت می‌کنید و آنچه عامدانه باز می‌گذارید. چرا نفرین دانش باعث می‌شود پیش‌نویس اول شما از مراحل مهم بگذرد، و دور تست که هر سوراخی را پیدا می‌کند: یک نفر، بدون مزیت سابقه، تنها از روی سند کار می‌کند در حالی که شما جایی را که تردید می‌کنند ثبت می‌کنید.

قضاوت را با نمونه آموزش دهید، نه با صفت

ده نمونه یادداشت‌برداری‌شده در سه سطح، چون «آن را استراتژیک‌تر کن» هیچ‌چیزی منتقل نمی‌کند. تمرین رتبه‌بندی که آن را در طول انطباق جا می‌اندازد، چرا سطح کافی بیشتر از سطح عالی آموزش می‌دهد، و چگونه همان کتابخانه به نمونه‌هایی تبدیل می‌شود که به ابزارهای هوش مصنوعی خود می‌دهید.

بازبینی کنید بدون اینکه به صف تبدیل شوید

خودفیلتری انسانی، سپس هوش مصنوعی، سپس شما — با چهار سوال مجاز شما که کتبی ثبت شده‌اند. پرامپت بازبین که انحرافات را گزارش می‌دهد نه نظرات را، لوگ عدم توافق که بیشتر بحث‌ها را به بازبینی استاندارد تبدیل می‌کند، و نمونه‌گیری ماهانه که انحراف را پیش از مشتری می‌گیرد.

پیش از استخدام اتوماتیک کنید

قانون ۱۰۰ دقیقه‌ای: پیش از آنکه انسانی را برای صد روز استخدام کنید، ایجنتی را برای صد دقیقه آموزش دهید. حذف کنید، سپس اتوماتیک کنید، سپس سیستم‌سازی کنید، سپس افراد. کارت امتیاز استخدام چهار خطی، چهار ساختار پرداخت با تست قضاوت، و افت شش ماهه‌ای که کسی به شما هشدار نمی‌دهد.

بر اساس مسئله خریدار قیمت‌گذاری کنید، نه هزینه خودتان

سه سوال کشف که عدد را تولید می‌کنند، چرا ابتدا نام بردن قیمت شما حقوقی را به عنوان نقطه مرجع تحویل خریدار می‌دهد، نردبان ارزش در این مرحله، و لیست کشتار — پنج معیار کتبی که پیش از پیشنهاد اعمال می‌شوند، هرگز در طول بحران.

یک گام صادقانه در هر زمان به سمت بالای بازار بردارید

نقشه سطوح ساخته‌شده از اندازه مسئله به جای آنچه مردم پرداخته‌اند. چرا دو سطح بالاتر یک کسب‌وکار متفاوت است و یک سطح یک مهاجرت است، دروازه داخلی که زمان آمادگی شما را تعیین می‌کند، و گام فارغ‌التحصیلی که سطح جدید را از ظرفیت آزادشده تامین مالی می‌کند نه از ساعات باقی‌مانده شما.

شرایط اضطراری را که اکنون با شانس پیدا می‌کنید شکار کنید

تقاضای پایدار قبوض را می‌پردازد و تقاضای اضطراری حق‌الزحمه را می‌پردازد. ریتم سنسور سی دقیقه‌ای هفتگی، تست تاخیر پرداخت که هر جمعه به شما می‌گوید آیا پیشنهاد شما روی دردی نشانه رفته که خریدار می‌تواند آن را به تعویق بیندازد، و شرایط موقعیتی که در سردی نوشته شده و در گرمی اعمال می‌شود.

از دادن محدوده کار به صورت بی‌صدا دست بردارید

هر همراهی بی‌صدا برداشتی از موجودی است که مشتری هرگز نمی‌بیند. پاراگراف شروع که پیش از هر مناقشه‌ای بلند گفته می‌شود، حدود تایید بر اساس نقش، و جریان تغییر سفارش که مطرح کردن آن را آسان‌تر از جذب کار می‌کند. بیشتر شرکت‌ها 4–8٪ از درآمد را در اینجا پیدا می‌کنند.

ببینید رشد در جای دیگر چه هزینه‌ای برای شما دارد

کارت امتیاز شش دامنه سطح شرکت با اعداد به جای برداشت‌ها، جلسه شناسایی منابع که آنچه را همین حالا مالک هستید و استفاده نمی‌کنید پیدا می‌کند، و چهار تنظیم بحران که در شرایط آرام ارزان و پس از جابه‌جایی کف غیرممکن است.

بر اساس شواهد بدانید که برای $10M آماده‌اید

هفت دروازه: بنیان‌گذار خارج از تحویل، درآمد از طریق استانداردها، ریزش مشتری پس از ماه ششم، حفظ درآمد خالص، سهم ورودی، تیم در سطح ۳، و دلتای تشخیص ورودی خودتان. در دو تا رد شوید تا کار فصل بعدی را مشخص کند.

بسته قالب‌ها

تمامی سیزده ابزار به عنوان قالب‌های خام و قابل پر کردن، اندیس‌گذاری‌شده بر اساس ریتم — کدام هفتگی، کدام سه ماهه، کدام یک‌باره — و سه ابزاری که هرگز متوقف نمی‌شوند.

ریاضیات گلوگاه بودن

پنجاه و هشت ساعت در ماه کاری که هرگز به قضاوت شما نیاز نداشته است. این فصل ۱ است، پیش از آنکه چیز دیگری بخوانید.

آنچه یک کالبدشکافی وظایف پیدا می‌کند

84%

از درآمدی که اگر بنیان‌گذار ۳۰ روز ناپدید می‌شد از دست می‌رفت

58 hrs

در ماه، در پنج وظیفه تکراری که اصلاً به قضاوت بنیان‌گذار نیاز نداشت

6 hrs

برای نوشتن متن که بزرگ‌ترین کار را برای همیشه از روی دوش او برداشت

بنیان‌گذار در آن نمونه یازده مشتری داشت. به نه نفر از آن‌ها در نقطه‌ای گفته شده بود «اگر چیزی پیش آمد مستقیماً با خودم تماس بگیرید.» او هر یک از آن وابستگی‌ها را خودش ساخته بود، سپس آن‌ها را به عنوان مدرکی برای نیاز به خودش می‌خواند. کالبدشکافی دو جلسه زمان برد و به جای حافظه از فاکتورها و لوگ‌های کاری استفاده کرد، چون حافظه هر بار عددی خوشایند تحویل می‌دهد. مونتاژ گزارش ماهانه ۲۲ ساعت، فرمت‌بندی پیشنهاد ۱۴ ساعت، تماس‌های انطباق ۱۱ ساعت، پیگیری فاکتور ۶ ساعت، زمان‌بندی ۵ ساعت درآمد. او نحوه انجام کار ۲۲ ساعته را در حین انجام آن نوشت، واگذار کرد، و زمان تصحیح خود را در هر دور ثبت کرد: چهار ساعت، سپس نود دقیقه، سپس بیست دقیقه.

و این یک فصل، یک وظیفه، و ۲۶۴ ساعت در سال است.

ده فصل دیگر نیز همین شکل را دارند: کاری که شبیه سخت‌کوشی به نظر می‌رسد، ظرفیت رشد را از شما می‌گیرد، و ناپیدا می‌ماند تا زمانی که کسی آن را بشمارد. آنچه می‌خرید شمارش است، و ترتیبی که با آن آنچه را پیدا کرده‌اید اصلاح کنید.

آنچه واقعاً می‌خرید

نه یک دوره آموزشی. بلکه ترتیب فصل به فصل برای خارج کردن خودتان از کار.

نتیجه رویایی

شرکتی که قول‌های خود را چه در اتاق باشید و چه نباشید وفا می‌کند: استانداردهایی که بیشتر درآمد شما را می‌پوشانند، افرادی که بدون پرسش از شما تصمیم می‌گیرند، قیمت‌های تنظیم‌شده روی مسئله مشتری، و عدد وابستگی به بنیان‌گذار که واقعاً تغییر کرده است.

سیستم اثبات‌شده

هر ابزاری در کسب‌وکارهای واقعی و تحت شرایط واقعی، از جمله بازاری در حال جنگ اجرا شده است. نمونه‌ها دارای اعداد، تواریخ و رتبه‌بندی‌اند — غیرقابل‌قبول، کافی، عالی — تا بتوانید دقیقاً ببینید کار خودتان کجا می‌نشیند.

استفاده فوری

هر فصل با یک تشخیص و یک اقدام ۹۰ روزه با بازه‌های زمانی تمام می‌شود. امشب فصل ۲ را بخوانید و یکشنبه تقویم هفته بعد را بازسازی کنید. هیچ‌چیزی ابتدا نیاز به تفسیر ندارد.

فصل‌های رایگان به شما گفتند چه سهمی از این شرکت خود شما هستید.
فصل‌های پولی نحوه تغییر این عدد هستند.

آن را بخوانید و تصمیم بگیرید که ارزش $147 را نداشت؟ ظرف ۳۰ روز به رسید خود پاسخ دهید تا وجه را بازگردانیم. بدون فرم، بدون بازی با زمان. پلی‌بوکی که ادعای اصلی‌اش عمل دقیق به قول‌هاست پشت اصطکاک بازگشت وجه پنهان نمی‌شود.

دریافت دسترسی آنی

$297 $147

خرید یک‌باره. برای همیشه مال شما، به هر زبانی که سایت پشتیبانی می‌کند.

آنچه بلافاصله باز می‌شود

  • فصل‌های ۲ تا ۱۲ به طور کامل — تقویم، استانداردها، نمونه‌ها، بازبینی، افراد، قیمت‌گذاری، سطوح، تقاضا، مرزها، دامنه‌ها، خروج
  • تمامی سیزده ابزار به عنوان قالب‌های خام و قابل پر کردن
  • قالب استاندارد چهار لایه‌ای و لوگ سوالات دور تست آن
  • ساختار کتابخانه یادداشت‌برداری‌شده و بسته پرامپت بازبین هوش مصنوعی
  • قانون ایجنت ۱۰۰ دقیقه‌ای و کارت امتیاز استخدام نقش در برابر جریان کار
  • برگه کاری قیمت‌گذاری، لیست کشتار، و نقشه سطح ICP
  • بسته بندهای مرزی و درخت تصمیم‌گیری تغییر محدوده
  • کارت امتیاز شش دامنه، هفت دروازه خروج، و نقشه ۸ اسپرینت
ورود برای خرید

حساب کاربری ندارید؟ یکی به صورت رایگان بسازید — ۳۰ ثانیه زمان می‌برد.